مجموعه آموزشی سخنوری

متن سخنرانی : فاطمه خلیلی- نیلوفر آبی

بسم الله الرحمن الرحیم

توسعه‌اندیشان و توسعه‌سازان سلام و درود بر شما.

من فاطمه خلیلی‌ هستم، معلم پایه پنجم ابتدایی در یکی از روستاهای شهرستان شهرضای استانِ اصفهان و

موضوع سخنرانی امروز من، نیلوفر آبی است. حالا چرا نیلوفر آبی؟!

نیلوفر آبی علاوه بر چشم‌نوازی و زیبایی 2  ویژگی جالب دارد:

  1. نه تنها در تالاب‌ها، دریاچه‌ها و کانال‌های آب بلکه در مرداب‌ها و باتلاق‌ها هم رشد می‌کند.
  2. برگ‌های نیلوفر آبی خاصیت خودتمیزکنندگی دارند و اسیر آلودگی محیط نمی‌شوند.

نیلوفر آبی نماد رشد و تکثیر در لجن زار و مرداب است.

نیلوفر آبی به ما یادآوری می‌کند که در سخت‌ترین و بدترین شرایط هم می‌شود جوانه زد و رشد کرد و توسعه پیدا کرد.

اگر بخواهیم آرزواندیشی و خیال‌بافی را کنار بگذاریم، باید قبول کنیم که خیلی وقت‌ها ایجاد تغییرات فراگیر اساسی در جامعه، در اختیار ما نیست.

سوال این است که ما برای نجات و توسعه جامعه‌مان چه کار می‌توانیم بکنیم؟

اصلی‌ترین راهی که پیش روی ماست این است که روی توسعه‌های کوچک، محلی و موردی تمرکز کنیم. به تجربیات جمعی مشترک جدید برسیم و آن‌ها را تعمیم دهیم.

در حال حاضر کار ما باید این باشد که قطعات پازل توسعه را ایجاد کنیم، و امیدوار زمانی باشیم که این قطعات کنار هم قرار بگیرند، و توسعه ملی اتفاق بیفتد.

زمانی که به عنوان یک معلم در روستا مشغول به کار شدم، از خودم پرسیدم من چه طوری می‌توانم یک قطعه از پازل توسعه را بسازم؟ (مکث)

به یاد خاطرات دوران مدرسه خودم افتادم. معلمانم همیشه دعوایم می‌کردند و می‌گفتند: «تو هیچی نمیشی.» آن قدر به من گفته بودند که تو هیچی نمیشی که یک روز مامان یکی از بچه‌ها جلوی من به بچه‌اش گفت: «با این نرو، این هیچی نمیشه ».

یادش بخیر! یک روز یک سوسک گرفتم و در شیشه کردم و بردم مدرسه. زنگ کلاس که خورد یواشکی رفتم و میکروسکوپ را بیرون آوردم، آمدم سوسک را بگذارم زیر میکروسکوپ اما سوسک فرار کرد! من بدو سوسک بدو! خلاصه وسایل داخل کتابخانه یکی یکی می‌افتادند و صدای شکستنشان به گوش مدیر رسید و خب این کار هم دیگر کافی بود تا واقعا معلمان بگویند: تو هیچی نمیشی. خلاصه وقتی مدرسه می‌رفتم هیچ معلمی من را ندید… وقتی به متوسطه اول رفتم چون معلمان بیشتر توجه می‌کردند، به جای ۱۰ نمراتم۲۰ می‌شد و معدلم از ۱۶ به ۲۰ رسید و مدیر و معلمان فکر می‌کردند من دچار تغییر و تحول و پیشرفت شده‍‌ام و عکسم را بنر کردند!
یادم آمد معلمی که به دانش آموزانش شخصیت می‌دهد،  اعتماد به نفس می‌دهد، و استعدادها را می‌بیند باعث رشد و شکوفایی دانش‌آموزان حتی ضعیف‌ترین آن‌ها خواهد شد.

امسال سال اول تدریس من است.
هر وقت وارد کلاس می‌شوم، به تک تک دانش‌آموزان نگاه می‌کنم و حالشان را می‌پرسم. نشان می‌دهم که برایم مهم هستند. به جای اینکه خشک و عصا قورت داده روی صندلی معلمانه لم بدهم، کنارشان می‌نشینم و بین آن‌ها راه می‌روم. گاهی آن‌ها روی صندلی من می‌نشینند و به من درس می‌دهند.

ترنم!، بله ترنم به من آموخت که می‌شود درس‌های خشک کتاب درسی را شیرین کرد.
ترنم متخصص رپ است. او همیشه در حال رپ خواندن است اما یه کلمه هم درس نمی‌خواند. به خاطر مسائل خانوادگیش آسیب زیادی دیده بود و آمدن به مدرسه برایش عذاب آور بود.
روز اول مدرسه می‌گفت: «خانم من می‌خواهم ترقه بیاورم و در صندلی شما بگذارم تا شما بترکید و من از مدرسه اخراج شوم. اگر هم نشد حتما سال بعد این کار را می‌کنم »
ترنم از ۵ روز مدرسه ۴ روز غایب بود؛ یک روز که نیامده بود به مدیر گفتم با او تماس بگیرد و به او بگوید تا او نیاید من درس نمی‌دهم.
حالا ترنم احساس با ارزش بودن می‌کرد. احساس می‌کرد برای کسی مهم است.  هر روز با خودم فکر می‌کردم که چه کار کنم تا ترنم در مدرسه بماند و از بودن در مدرسه خوشحال باشد؟

فکری به ذهنم رسید! از بچه‌ها خواستم تا هر چه به آن‌ها درس میدهم به حالت شعر برایم بگویند. ترنم شاخک‌هایش تیز شد و شروع کردن به روی میز زدن و خواندن. کم کم  همه‌ی دانش آموزان شروع به شعر گفتن کردند؛ مثلا به جای تعریف کتابی اسکلت می‌گویند:

سفیدم و سفیدم/ ستون پا و دستم

محکم و سفت و سختم/ من قالب تو هستم

مجموعه استخوانم/ در شکل تو نشستم
با این روش میانگین نمرات دانش‌آموزان از حدود 10 به بالاتر از 18.5 رسیده و درصد عملکردشان از 53 به 93 درصد ارتقا یافته است.

و اینجا بود که من فهمیدم نیلوفران آبی ایران، موفقیت‌های کوچکی هستند که چراغ امید و مشعل آرزوهای از دست رفته‌ی ما را همچنان روشن نگه می‌دارند. نیلوفر آبی برای من نماد پروژه‌هایی شد که زندگی یک روستا یا شهر را تحت تاثیر قرار می‌دهند. در این مدت توانستم با کمک دانش‌آموزانم، برای اولین بار در ایران کتاب شعری از مطالب درسی تهیه کنم. این سهم من از قطعه پازل توسعه است.

حالا شما بگویید، نیلوفر آبی شما چیست؟ (مکث)

از توجهتان متشکرم.

منابع:

 ۱‌. “استراتژی توسعه ایران، روزنه‌ای میان بن‌بست‌ها” از دکتر مجتبی لشکربلوکی

۲. خاطرات فاطمه خلیلی در کلاس پنجم ابتدایی، مدرسه ایمان ، شهرستان شهرضا، روستای قصرچم

متن سخنرانی : فاطمه خلیلی

موضوع: نیلوفر آبی

بخش رقابتی: سخنوری

مشاور: نازنین ناظم

رییس دوازدهمین جشنواره بین المللی سعدی : دکتر فریبا علومی یزدی

مطالب مرتبط

متن اجرا : افتتاحیه گردهمایی روز جهانی کتاب فاطمه خلیلی

20 ایده سخنرانی و ارائه خلاقانه، برای جلب مخاطب